خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دهم اردیبهشت ماه ، روزملی خلیج فارس گرامی باد

    دهم اردیبهشت ماه ، روزملی خلیج فارس گرامی باد
    نام‌ها، نخست با خون نوشته شد بر جاي‌ها « نام خليج فارس»
    عبدالله مرادعلي بيگي لنگرودی
    ******


    ايرانيان چون در فلات ايران مستقر گشتند، جاي‌ جاي اين پهن‌ دشت فراز آمده (فلات بزرگ ايران)، كوه‌ها،‌دشت‌ها ، رودها ، دره‌ها و درياهاي آن، در همه‌جا ، نام دوده‌ها و تيره‌هاي قوم بزرگ ايراني را بر خود گرفت و قلمروي جغرافيايي زيست ‌بوم هر دودماني از اين قوم ، با نام‌ ورجاوند همان دودمان شناخته گشت .
    از همان هنگام نيز تاريخ، گستره‌ي بزرگ قلمروي جغرافيايي زيست بوم مشترك همه‌ي اين دوده‌ها و تيره‌ها را يك ‌جا «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ايران» نام كرد. اين نام‌ گذاري ممكن نشد، مگر با ايثار خون‌هاي بسيار از سوي همه‌ي دوده‌ها و تيره‌هاي قوم بزرگ ايراني .
    بعدها ، به دوران جهان‌ سالاري دودمان هخامنشي، ‌يعني در دوران وحدت و يگانگي جامعه‌ي بزرگ دودمان‌هاي ايراني، آن نام‌هاي بايسته ، بر سنگ ‌نوشته ‌ها جاودانه گرديد. تا پهنه ی قلمروي نياخاك ايرانيان از ديگران شناخته گردد و مرزهاي آن از هر سو، مرز « ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ايران » باشد با « ‌‌‌‌‌‌‌‌‌انيران».
    آن نام‌ هاي بر سنگ ‌نبشته كه ثبت دفتر تاريخ است ، سند مالكيت ملت ايران است بر گوشه‌ گوشه‌ي نياخاكي كه نام دوده‌هاي ايراني , از؛ اراني، آذري، كرد، فارس، پشتون، تاجيك، كوچ، بلوچ، … را بر خود دارد .
    از جمله‌ي آن نام‌هاي ورجاوند كه بر سنگ‌ نوشته‌ها، جاودانه گشته تا هر زمان سند زنده‌ي تاريخ باشد بر حقانيت حضور تاريخي و حاكميت کهن ملي ايرانيان، نام پرشكوه‌ي «‌‌‌‌‌ درياي پارس » و «‌‌‌‌‌‌‌ خليج فارس » است.
    داريوش بزرگ، شاهنشاه هخامنشي، پس از كندن آبراهه‌ (ترعه) ای كه درياي سرخ را از طريق رود نيل به درياي مديترانه متصل مي‌ساخت، در سنگ نبشته‌اي كه به فرمان او در كنار اين آبراه نصب گرديده بود (1)، در بند سوم اين سنگ‌ نبشته، از درياي پارس اين‌ گونه ياد مي‌كند: «‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ داريوش شاه مي‌گويد؛‌ من پارسي هستم ، از پارس ، مصر را گرفتم. فرمان كندن اين ترعه را دادم، از رودخانه‌اي به نام نيل كه در مصر جاري است تا دريايي كه از پارس مي‌آيد ( درايه : تيه : هچا : پارسا : آيي‌تي ). پس اين ترعه كنده شد. چنان‌كه فرمان دادم و كشتي‌ها از مصر، از وسط اين ترعه به سوي پارس روانه شدند، چنان‌كه ميل من بود.»(2)
    به‌جز شاهنشاه هخامنشي،‌ تمام مورخان، جغرافي‌دانان و نقشه‌ نگاران باستان، از يوناني و رومي (انيراني)، ‌هنگام نام بردن از درياي جنوبي ايران، آن را با نام درياي پارس ياد كرده‌اند .
    از جمله ؛ « ‌‌‌هكاتوس ميلتي» (Hakataios Milesios / 473-549 پ‌م) ، اراتوستن (Eratosthenes / 195-347 پ‌م) ،« استرابون »(
    (Strabon
    / نيمه نخست قرن اول ميلادي)، معروف به پدر جغرافيا، « كلوديوس پتوله مااوس» (Claudius Ptole Maeus/ قرن دوم ميلادي)، معروف به« بطلميوس» معروف‌ترين جغرافي‌دان عصر باستان و ديگر جغرافي‌دانان آن دوران، همه در نقشه‌هاي جهان‌نماي خود، اين دريا را با نام « ‌‌‌‌سينوس پرسيكوس» (Sinus Persicus) مشخص ساخته‌اند.(3)
    در زبان لاتين «‌‌‌‌ سينوس پرسيكوس» يعني « ‌‌‌‌خليج فارس ». باز در زبان لاتين گاه نام درياي جنوبي ايران را «‌‌‌‌ ماره پرسيكوم» (Mare Persicum) ثبت كرده‌اند كه به معناي «‌‌‌‌ درياي پارس » مي‌باشد.(4)
    در عصر شاهنشاهان اشكاني و سپس ساساني ، سراسر سرزمين‌هاي ساحلي دوسوی کرانه ی خليج‌فارس و جزاير آن، از سوي دولت مركزي در قلمروي فرماندهي و اداري فرمانداران پارس قرار داشته است . از اين‌رو گاه مورخان رومي و يوناني درياي جنوبي ايران را يك درياچه داخلي پارسي قلمداد مي‌كرده اند.
    چنان‌كه: «‌‌‌‌كوين توس كورسيوس روفوس» (Quintus Curtius Rutus) مورخ رومي كه در قرن اول ميلادي مي‌زيست،‌اين دريا را به زبان لاتين « اكواروم پرسيكو» (Aquarum Persico)؛ يعني « ‌‌‌آبگير پارس » خوانده است.(5)
    « ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فلاويوس آريانوس» (Flavius Arrianus) معروف به « آريان» مورخ يوناني كه در قرن دوم ميلادي مي‌زيست در كتاب تاريخ خود « ‌‌‌آنابازيس» (Anabasis) نام درياي جنوبي ايران را «‌‌‌‌ّپرسيكون كااي تاس» (Persikon kaitas) نوشته است كه به معني «‌‌‌‌خليج فارس»‌ است.
    در دوران اسلامي، تمام مورخان و جغرافي‌نگاران مسلمان، چه ايراني و چه عرب و عرب زبان ، در آثار تاريخي و جغرافيايي خود، نام درياي جنوبي ايران را « ‌‌‌‌‌بحر فارس» ‌و « ‌‌‌‌‌خليج فارس» نوشته‌اند.
    از جمله در قرن‌هاي سوم و چهارم هجري: « ‌‌‌‌ابن فقيه همداني» ‌در « ‌‌‌‌مختصر كتاب البلدان»، « ‌‌‌‌‌ابن رسته» در « ‌‌‌‌الاعلاق النفيسه»، « ‌‌‌‌ابن خردادبه» در «‌‌‌‌‌‌‌‌ المسالك و الممالك»، « ‌‌‌‌بزرگ شهريار رام هرمزي» در « ‌‌‌‌‌‌عجايب الهند»، « ‌‌‌‌‌استخري» در « ‌‌‌‌مسالك الممالك»، «‌‌‌‌ابوزيد بلخي» در « ‌‌‌‌‌‌صُوَر الاقاليم»، «‌‌‌‌‌ مسعودي» در « مروج الذهب و معادن الجوهر»‌ و نيز در كتاب ديگرش « ‌‌‌‌التنبيه الاشراف»، « ‌‌‌‌‌ابن حوقل» در « صوره الارض»، « ‌‌‌‌مقدسي شامي»‌ در « احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم» و ...
    در قرن‌هاي پنجم و ششم هجري؛ « ‌‌‌‌ابوريحان بيروني» در « ‌‌‌‌التفهيم»‌و نيز در كتاب ديگرش « ‌‌‌‌‌قانون مسعودي»، « ‌‌‌‌‌ابن بلخي» در ‌‌ «فارسنامه» و ...
    در قرن‌هاي هفتم، هشتم و نهم هجري؛ « ‌‌‌‌زكريا محمد قزويني» در «‌‌‌‌‌ آثار البلاد و اخبار العباد»، « ‌‌‌‌‌ياقوت حموي» در «‌‌‌‌‌‌‌‌معجم‌البلدان»، « ‌‌‌‌‌‌ابوالفداء» در « ‌‌‌‌‌تقويم البلدان»، « ‌‌‌‌‌ابن بطوطه» در « ‌‌‌‌‌ٍسفرنامه ابن بطوطه»، « ‌‌‌‌حمدالله مستوفي» در «‌‌‌‌ نزهه القلوب»، ‌‌‌‌» احمدقلقشندي» در « ‌‌‌صبح الاعشي في كتابه الانشاء» و ...(6)
    در عصر ما نيز، مورخان صاحب ‌نام عرب ،‌ از جمله «‌‌‌ جرجي زيدان» در اثر مشهور تاريخي خود «‌‌‌‌‌ تاريخ تمدن اسلامي » بر نام « ‌‌‌خليج فارس »‌ براي آب‌هاي جنوبي ايران تاكيد دارد.
    بايد توجه داشت كه تا قرن دهم هجري، در نزد غالب مورخان و جغرافي دانان مسلمان، پهنه‌ي « ‌‌‌‌‌درياي پارس» بسي وسيع‌ تر از ‌‌‌‌ «خليج فارس » بوده و گستره‌ي آب‌هاي آن همه‌ي درياها ، خليج‌هاي پيرامون شبه جزيره عرب را شامل مي‌شده است. به طوري كه در اكثر آثار تاريخي و جغرافيايي اين دوران، درياي سرخ (درياي فلزوم)، خليج عدن، درياي عرب، درياي مكران و خليج فارس، همه از زبانه‌هاي درياي بزرگ پارس شمرده می شده‌اند.
    چنان‌ كه گفته شد، جرجي زيدان در تاريخ تمدن اسلامي، ضمن تاكيد بر نام «‌‌‌‌‌ خليج فارس » اين معني را اين‌گونه بيان مي‌كند: درياي فارس نزد آنان (جغرافي‌دانان متقدم عرب [اسلامی و ايراني]) همه‌ي آب ‌هايي كه سرزمين‌هاي عرب از مصب آب دجله در عراق تا ايله [در ساحل درياي سرخ] را دربر مي‌گيرد، احاطه مي‌كند و شامل همه‌ي آن‌هايي بود كه ما اكنون آن‌ها را به عنوان خليج‌فارس، درياي عرب، خليج عدن، درياي سرخ و خليج عقبه مي‌شناسيم.(7)
    پانوشته‌ها:
    1- اين سنگ ‌نوشته كه بر سنگ خاراي سرخ رنگ كنده شده، هنگام كندن كانال سوئز در 33 كيلومتري آن كشف گرديد و به ابعاد 71×167 سانتيمتر است.
    2- فرمان‌هاي شاهنشاهان هخامنشي ـ تاليف رلف نارمن شارپ
    3- نقشه‌هاي جغرافيايي و اسناد تاريخي ـ دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي با همكاري مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب ـ تهران 1368 و نيز مجموعه مقالات خليج‌فارس، نام خليج‌فارس، محمد جواد مشكور ـ ص 12 ـ دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي ـ تهران 1369
    4- همان
    5- همان
    6- همان
    7- كشورها و مرزها در منطقه ژيوپليتيك خليج‌فارس ـ پيروز مجتهدزاده ـ ترجمه و تنظيم حميدرضا ملك‌محمدي نوري ـ ص 25 و 26 ـ دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي ـ تهران 1373
    ******
    بیگی سینا لنگرودی ، دهم اردیبهشت ماه سال 1374 خورشیدی ، روز ملی خلیج فارس

     

     


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : درياي ,پارس ,فارس ,خليج ,جغرافيايي ,جنوبي ,درياي جنوبي ,جنوبي ايران ,درياي پارس ,زبان لاتين ,دفتر مطالعات ,درياي جنوبي ايران ,دفتر مطالعات سياسي ,
    دهم اردیبهشت ماه ، روزملی خلیج فارس گرامی باد

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر